سخت ترین کار دنیا...

این روزها هرجا میرم همه حرف از "مادر" می زنند... وبلاگها، تلویزیونها، شیشه ی مغازه ها ...

خیلی خوبه. یعنی ارجمنده که آدمها قدردان زحمات مادرهاشون باشن. با مادرشون (و پدرشون) مهربون باشن. .. خلاصه، قدر دانی وقت و بی وقت از پدیدآورندگان خودشون رو فراموش نکنن.

نکاتی به ذهنم میرسه که میخوام با اذهان عمومی در میون بگذارم!

...

اگر شمایی که این مطلب را میخوانید صاحب فرزند هستید، بی شک فرزندتان را مثل جانتان دوست میدارید... امّا ممکن است روزی این فرزند (که همیشه عزیز است)، سخنی یا عقیده ای از خود بروز دهد که شما را غافلگیر کند.

اگر روزی با سخنی از سوی فرزندتان غافلگیر شدید، بد نیست در کنار کم تجربگی فرزندتان، احتمالات دیگری را هم در نظر بگیرید.

شاید این یک هشدار است. که نشان میدهد شما برای مدّتی از پیگیری احوالات فرزند خود غافل بوده اید. بچه مثل درخت است. هرچند در کودکی مراقبت دقیقتری می طلبد، ولی هیچگاه از توجه و رسیدگی بی نیاز نیست.

شاید بیانگر این باشد که شما و فرزندتان، از زاویه های متفاوتی به قضایا نگاه میکنید... به عنوان یک جوان عرض میکنم، اگر به سالها تلاش خود برای تربیت بچه هایتان اطمینان دارید، از وجود اختلاف نظر بین خود و فرزندانتان نترسید. بگذارید حرف بزنند تا ابراز عقیده را بیاموزند، که ببینند در حین اینکه محبت پابرجاست، میتوان از کسی انتقاد کرد و نرنجید...، بگذارید جلوی شما برای حرف زدن "دل شیر" داشته باشند. آنها آینه ی روش تربیت خود شما هستند.

به آینه پشت نکنید...

بچه های کوچکتان را کتک نزنید. به نظر من، کسی که بچه ی خودش رو کتک میزنه، از دست خودش عصبانیه و داره "خودش" رو تنبیه میکنه...

بچه وقتی از بیست و چند سال گذشت، دیگه  کم کم به یه "رفیق" نیاز داره، نه به یه "تعلیم دهنده". شما آنچه برای تربیت بچه می بایست انجام میدادید، تا قبل از این انجام داده اید... از این به بعد، وقت یاری و همفکری و تماشا و لذت بردنه... ممکنه اونا کامل نباشن... ممکنه خطا کنن... ولی شما هستید که میتونید "راهنمای مشفق" باشید. به بچه هاتون نشون بدید که بهشون اعتماد دارید.

"احترام گزاردن" به بزرگتر، خیلی خوب و ارزشمنده... ولی قشنگتر اینه که آدمها خودِ "احترام گزاردن" رو یاد بگیرن... در زمانه ی حاضر، احترام کوچیکتر و بزرگتر نداره...

پدری و مادری سخت ترین کار دنیاست... این یک شعار نیست.... بنابراین، این سخت ترین کار، نیاز به آموختن و گوش فرا دادن داره.... باید یکی گفت و ده تا شنید.

******** 

هدفم از نگارش این سطور، نادیده گرفتن جنبه های مثبت فراوان زحمت والدین نیست. تنها خواستم چیزهایی رو یاد آوری کنم که شاید گاهی فراموش می شوند.

برای پدر و مادر خودم و بقیه، آرزوی بهترینها رو دارم...

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
شیر و خورشید

جانا سخن از زبان ما می گویی! پادشاه این چند نکته به نظر من اینه که :بچه وقتی از بیست و چند سال گذشت، دیگه کم کم به یه "رفیق" نیاز داره، نه به یه "تعلیم دهنده". شما آنچه برای تربیت بچه می بایست انجام میدادید، تا قبل از این انجام داده اید... کاش والدین اعتماد کردن رو تمرین می کردن و زادیه ی دیدشون رو تغییر می دادن. این آینه ها گاهی اوقات خرد می شود!

شیر و خورشید

درضمن زاویه ی دید درسته![نیشخند] نمی دونم چرا ولی از اینکه در چنین روزی به این نکات اشاره کردی، خوشحالم....

کیامهر

روزت مبارک تیراژه جان

ماهی تنگ بلور

کلا هرچی که احترام بی چون و چرا بخواد من باهاش مخالفم[ابرو]

ناهید

باهات موافقم پدری و مادری سخت ترین کار دنیاست چون در هر مرحله ای از سن بچه ات باید در روابط با اون نقش متفاوتی بازی کنی اما اکثر ماها فقط یه نقش رو بلدیم

مامانگار

مهردادجان...خییییلی تذکرات خوبی بود...دقیقا اینکه ما والدین بسیار کم می دانیم از نحوه برخورد با بچه هامون...درسته !!... ...چرا نباید فکرکنیم که ماهم میتوانیم از اونها خیلی چیزها یاد بگیریم..و چرا خود را در مقابل آنها مطلق و کامل میدانیم... ...قبل از اینکه اونها فرزند ما باشند..یک انسان اند با همه حق و حقوق یک انسان.. ...سالم و شادمان باشی..

تیراژه

سلام مهرداد خان....یبینم که هنوز هم ما رو با هم اشتباه میگیرن!!! با پستت موافقم....یعنی پستت خیلی کاردرست بود..نمیشد که باهاش موافق نباشی...و راستی..من هنوز نمیدونم با چه عنوانی لینکت کنم مهرداد جان