شیش و بش

 

امروز تقریبا پر فراز و نشیب بود. نباید سر کسی را با حرف های دلگیر کننده درد آورد. از این رو من چیزهای بدش را نمی گویم.


اما چیز خوب اینکه امشب پس از سالهای بسیار با پدربزرگم تخته نرد بازی کردم! فکر می کنم پدر بزرگ، خیلی سال بود که تخته بازی نکرده بود ولی با وجود اینکه شماره های تاس ها را به خوبی نمی دید و من برایش می خواندم، خیلی بهتر از من بازی می کرد. البته این را هم باید گفت که من در این چند وقت اخیر هیچ بازی ای را از هیچ کسی نبرده ام! جدا نمی دانم چرا اینطور بوده است... پدر بزرگ در بازی، استیل تاس ریختن خودش را دارد و همین باعث شده بود که مادربزرگ خدا بیامرز، مدتها پیش، تاس ها را از دست او قایم کرده باشد. صدای تیریک تیریک پشت سر هم ریخته شدن تاس  برایش خسته کننده بود... سرگرمی او سابقا این بود که تخته بازی کند، با ورق فال ببیند و با صدای بلند رادیو گوش کند. مادربزرگ که تاس ها را قایم کرد، رادیو هم که دیگر جای خود را به رسانه های دیداری داده است، می ماند یک دست ورق که از بس با آن فال گرفته شده رنگش پریده. چند وقت پیش، تاس ها بعد از سه سال پیدا شد و بازی تخته که انگاری در خون خانواده ی مادری من است، به یکباره رونق گرفت و بساط سرگرمی ملّت جور شد...تعجبم از این بود که چرا او سراغ تاس های قدیمی خودش را نمی گیرد؟ دلیلش این بود که به او نگفته بودند که این تاس ها همان هایی است که مادربزرگ، سالها پیش مخفی شان کرده بود! خدا رحمتش کند... خودش که نیست ولی یادش هست.


 ضمنا امشب پنج بر یک باختم!


- خبر و ماجرا این روزها زیاد هست، چشم و گوش بچه ها این روزها باز شده! بچه که نمی داند، یکهو از مامانش می پرسد: مامان تجاوز یعنی چی؟؟ بعد مامان دست پاچه می شود و می گوید: تجاوز ینی اینکه آدم دیگرانو اذیت کنه!  بعد، از فردای آن روز باید منتظر باشید که یک مرتبه در مهمانی، کودک شما نطق کند و با کلمه هایی که یاد گرفته جمله بسازد!

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

باحال بود. اینکه خوبه به یه بچه گفته بودن اسم دستگاه تناسلیه انسان بلواره. بلوار. تو خیابون یکی گفته بود دارم می رم بلوار .

کیامهر

مامان این پسره داره به من تجاوز می کنه بستنیمو برداشت

معين

بازم يه پست قشنگ ديگه از مهرداد:) اين جمله هميشه تو خاطرم هست كه هميشه با دو قشر ارتباطت رو حفظ كن؛ يكي بچه ها و ديگري سالخوردگان...

مهتاب خوبدل

سلام دوست خوبم مطلبتون قشنگ بود وقتی مطالبی رو میخونم که همه ارکان جمله در جای خودشه لذت میبرم[گل]

من مریمم

من اومدم ولی نظر خاصی ندارم [نیشخند]

من مسلمم

من عاشق این جور جمله سازیای بچه هام. در مورد بازی با بابابزرگ من هیچ نظری نمیدم چون هیچ وقت تجربه شو نداشتم[گریه][گریه] خدا حفظش کناد

زهرا

سلام. [گل] شکستت رو تبریک می گم!!!!! شکست مقدمه ی پیروزیست ... [چشمک] بچه های این دور و زمونه که ماشالله روی همه رو کم می کنن. یادش بخیر ما بچه که بودیم چقدر گاگول!! بودیم !! [تعجب][نیشخند]

مینو

سلام از شکستت ناراحت نباش مطمئن باش بلاخره یه روزی هم تو برنده این بازی میشی.البته منم اکثر اوقات تو این بازی بازنده میشدم و الان 4-5 سالی میشه که دیگه بازی نمیکنم. شاد باشی

من مریمم

چرا آپ نمیکنی؟ وبلاگ زدی برا چی؟ هان؟ هان؟ [عینک]

دلا

نگران نباش! این دوره باختی واسه همه پیش میاد! یهو میبنی افتادی رو دور باخت و هیشکی نمیتونه نگهت داره[زبان]