آیا شما خوشبختید؟

چند روز پیش مستندی دیدم با عنوان "آیا شما خوشبخت هستید؟"...

فیلم خط داستانی خاصی نداشت. دوربینی وارد خانه های مردم می شد، و مردم روبروی دوربین، خودشون رو معرفی میکردن و میگفتن که آیا خوشبخت هستن یا نه؟

آدمها در معرض این سوال اساسی به سه دسته تقسیم شدند:

- خیلی از آنها گفتند "من خوشبختم". ولی کافی بود به حرکات صورت خودشون یا بقیه افراد خانواده نگاه کنی تا حس کنی گفتار اونها با واقعیت زندگی شون مطابقت نداره. حتی در یک مورد زن و شوهری جلوی دوربین با هم حرفشون شد! سر اینکه زن میگفت من عاشق کارم هستم... و مرد میگفت تو کارت رو از من بیشتر دوست داری...

- تعداد کمی وجود داشتند که وقتی گفتند "من خوشبختم" حس کردم که از ته دلشون میگن! به قدری ساده و بی تکلف بودن که آدم بهشون رشک میبرد. این سادگی رو میشد توی خندیدنها و حرکات همسر و بچه های اون افراد دید... 

اینطور به نظرم رسید که واقعیت زندگی یک خانواده رو میشه از روی نوع روابط اعضاش و به خصوص طرز رفتار بچه های اون خانواده دریافت...

- و امّا از میون اون همه افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفتن، تنها "دو نفر" گفتن "من خوشبخت نیستم!" ... نمیدونم بر چه مبنایی به این نتیجه رسیده بودن، ولی صراحت و رک بودنشون رو تحسین کردم...

لا اقلّش اینه که اگه اون دو نفر اراده ای برای تغییر شرایط در وجود خودشون داشته باشن، حال و روزشون از اونایی که جلوی دوربین وانمود کردن خوشبختن، ولی پشت دوربین توی زندگی روزمرّه، مدام در حال دعوا و مرافعه و پرخاش و بددلی هستن، بهتره!

الان که اینو می نویسم، یاد جمله ای از عزت الله انتظامی می افتم که توی یکی از فیلمهاش میگفت:

"خوشبختی تو دل آدماست..."

و از توی دله که میاد و روی نقش صورت و برق چشمها و طنین صدای آدم می نشینه...

 ******************

نمیشه حرف از خوشبختی به میون بیاد و یاد عزیزترین دوستم نیفتم...

وقتی میگفت "من توی زندگیم خوشبختم"، حس میکردم از صمیم قلبش میگه... و میشد از توی برق چشماش اینو دید...، که چشمهاش هیچوقت دروغ نمیگن...، و میشد اینو از طنین صداش خوند...

******************

با اینکه معمولاً قبل از شروع شدن ماه رمضون، حسی شبیه دلشوره دارم، ولی در مجموع حال و هوای این ماهو دوست دارم....

هیچکدوم از اهل خونه هم که روزه گیر نباشن، همینکه دم افطار بر اساس یک سنّت جا افتاده، سفره ی ساده ای پهن میشه و همه دور هم جمع میشن، قشنگه...

ماه رمضون هشتاد و نُه رو هیچ وقت فراموش نمیکنم... که پر بود از لحظات شیرین و تجربه های عمیق .... که پر بود از دوست داشتن.

*****************

امان از حال این روزها...

*****************

از دوستان عزیزی که با وجود فاصله ی طولانی بین نوشتنهای من، هنوز به اینجا سر میزنن، ممنونم!

 

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

راستي من واقعا خوشبختم؟؟؟؟؟[متفکر][سوال]

ناهید

آیا شما خوشبخت هستید؟!

وحيد

خوب مي كني مي نويسي... هر چند دير به دير

آناهیتا

الان یاد رمضان پارسال افتادم و البیک... به به چه صفایی داشت! مدیونی فک کنی بخاطر خوراکی و اینا میگما![نیشخند] هنوز امضاها و نوشته های هر چهارتامون و دارم امیدوارم باز تکرار بشه....

وانیا

به به چه آخر پستت ساده بود همون صداقت و سادگی سفره و همون صداقت کلامت امان از حال اینروزها

حس سبز

سلام دوست خوبم.وب زیبایی داری.مایل به تبادل لینک هستی؟اگه تمایل داری منو بی خبر نذار. "دوستدارت حس سبز"

پروین پناهی

سلام. با اوصاف یک خیابان خاص به روز شده ام. تشریف بیاورید دوری بزنیم..

حمید

نمیدونم تا حالا خودت هم امتحانش کردی یا نه...اینکه از اطرافیانت بپرسی خوشبختن یا نه...من امتحانش کردم...یه کسایی یه جوابایی بهت میدن که شوکه میشی...گاهی درست برعکس چیزیه که فکر میکنی...یه کسایی میگن خوشبختن که همیشه فکر میکردی جزو بدبخت ترین آدمایی هستن که میشناسیشون...و بالعکس... واقعا تجربه شگفتیه...توصیه میکنم اگه طاقتشو داری امتحانش کنی...

عاطفه

آره.. خوشبختی تودل آدمهاست.. معرف های پنهان و آشکار خوشبخت بودن برا هر کسی فرق میکنه..

نیکو

منم میمیرم واسه ماه رمضون[لبخند]