نقدی بر مهمانی های زنانه!!

من هیچ وقت زن نبوده ام! ولی به ذهنم رسید که با هم صحبتی درباره ی مهمانی های زنانه بکنیم. شاید قسمتی از توصیف های من مختص به فرهنگ و رسوم شهر خودمان باشد. بخشی از نکات مطروحه لزوما مختص خانم ها نبوده و گویا مربوط به اخلاق و کردار عمومی جامعه ی ما هستند.

مهمانی های زنانه (به سبک جا افتاده از قبل) به دو شاخه ی عمومی "شادی محور" و "غم محور" تقسیم بندی می شوند.

نوع اول: مهمانی های زنانه ی "شادی محور": مولودی، تولد، پاتختی!

در این مجالس مهمان ها دورتادور اتاق پذیرایی نشسته اند، کسی بی دعوت به این مهمانیها نمی رود. یک خانم تقریبا بدصدا به همراه یک (و بَل بیش!) دستیار، اشعاری را به همراه دف خوانده و بقیهدست می زنند. خانم مذکور بقیه زنان را ارشاد کرده و به آنها نکاتی را گوشزد می کند (که شرح آن در این مقال نمی گنجد). درآمد سالانه ی این خانم ها اگر از گوگوش بیشتر نباشد، آنقدری هست که سر به فلک بگذارد!

عده ای از خانم ها در این مهمانی ها از خود چنان قهقهه مستانه ای سر می دهند که از سوی دیگران انگشت نمای مجلس می شوند. اینجا به ناگزیر، تنها و تنها جاییست که این عده می خندند، و بلند هم می خندند.

همیشه خانمی هست که در بین جوانترهای مجلس به دنبال عروسی "همه چیز تمام" برای پسرش بگردد! عده ای هم که عروس و داماد دارند، بدشان نمی آید از محاسن آنها در لابلای کلام بازگو کنند. در طرف مقابل هم هستند کسانی که از جفای عروس و مادرشوهر و خواهر شوهر بنالند و دیگران را به هوش دارند و خبر بدهند که: "خانوما! مواظب باشید... زمونه بد شده!!"

صحبت راجع به بسیاری جنبه های ظریف و حساس زندگی دیگران و "قضاوت" راجع به آنها امری جا افتاده است و بعید نیست با این عبارت همراه باشد: "نمی خوام غیبتشو بکنم ولی....!!"

بازار مُد و فشن داغ است! یک دست لباس برای "یک" مهمانی است، چون بعد از آن، دیگر بقیه آن لباس را "دیده اند!"... اظهار نظر پیرامون لباس و جواهر دیگران، پس از اتمام مهمانی تازه آغاز می شود...

اگر دقت کرده باشید، بوی رایج این مهمانی ها، رایحه ی ممزوج "پوست خیار و ادکلن زنانه" است، به گونه ای که اگر از جلوی درب خانه رد بشوی می توانی حدس بزنی که در این خانه، مجلس زنانه ی "شادی محور" بر پاست!

خیلی از خانم ها وقتی از این مهمانی ها بر میگردند ظاهرا راضی بوده و برای مدتی دیتای کافی برای پردازش کردن در اختیار دارند!

نوع دوم: مجالس زنانه ی "غم محور" : روضه، ختم (سوم، هفتم، چهلم، عید اول!، سالگرد فوت)، بیشتر مناسبتهای مذهبی،‌ (محرم، صفر، فاطمیه)، سفره نذری،...

شرکت در این مجالس، نسبت به نوع اول، لزوما به دعوت سفت و سخت نیازی ندارد زیرا افراد بسته به حساب و کتابهای فامیلی یا اعتقادات خود، شرکت کردن را "وظیفه" ی خود می دانند لذا فرد پذیرایی کننده برای تدارک تشریفات باید از قضاوت مهندسی خود بهره بگیرد!

آن خانم تقریبا بدصدا، اینجا بدصداتر بوده و شاید هم جایش را به یک آقا بدهد. (چرا؟!)

اگر مجلس درگذشت عزیزی باشد، موضوع به این سمت سوق داده می شود: "شما که این عزیزو از دست دادین، دیگه ببینید کربلا چه خبر بوده...."  فغان از جمعیت بر می خیزد.

اگر محوریت مجلس عزاداری مذهبی باشد، موضوع به این سمت سوق داده می شود: "شما که توی کربلا نبودین، ولی ببینید آدم وقتی عزیزشو از دست میده چی می کشه..." فغان از جمعیت بر می خیزد.

بعد از گریه و آه، کم کم حضار به وضع طبیعی بازگشته و بدون توجه به سخنران، حرف های روزمره را از سر گرفته و اگر داغی بر دل نداشته باشند، پس از پایان برنامه احساس سبکی می کنند.

سایر جزئیات و حواشی تفاوت چندانی با نوع اول ندارند.

پی نوشت یک: علت پرداختن به این موضوع برای من این بود که معتقدم این دو نوع از مجالس زنانه ( و شابد مردانه) احتمالا بازتاب دهنده ی خیلی از مسائل جامعه ی ما هستند. اگر گوشه هایی از این متن تلخ اند، بگذارید به حساب اینکه نگارنده از بعضی مسائل مطرح شده خسته و دل افگار است!

پی نوشت دو:‌ همینجا اعلام می کنم که من این حرفها رو از خود خانم ها شنیده ام و اگر خود نگفته بودند، ما را در آن محافل راهی نبوده و نخواهد بود! 

 

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهبا

هر كي واستون تعريف كرده نقل كننده خوبي بوده و آففرين به حافظه شما كه مو به مويش رو يادتون مونده ! وحشتناكن اين مجالس انصافا !

مامانگار

...و واقعا یکی از بدترین هاش اینه که با توسل به کربلا وحسین واینا ...درعوض تسلی دادن دل دردمند...باعث گریه درآوردن بیشترش میشن...[افسوس]

مامانگار

...شماچراکم حضور شده ایدجناب ؟!...[نگران]

ما(ریحانه)

سلام. مانده ایم شما که می گویید هیچوقت زن نبوده اید این همه مهارت و ریز بینی و نکات زنانه را از کجا کشف کرده اید و این طور با دقت به همه مسائل مهمانی های زنانه پی برده اید...

رها بانو

سلااااااااااام بر جناب مهرداد ! آقا ما که زنیم هم به خیلی از نکاتی که اشاره فرمودید واقف نبودیم و از آنها آگاهی نداشتیم !!! خلاصه باید عرض کنم که به خلقت خودمان شک کردیم اساسی !!![نیشخند]

رها بانو

بازم سلام و تشکر از اینکه به وبلاگم اومدی و یه دنیا مرسی از لطفت ...

عاطفه

عجب مهمونیای مزخرفین اینجور مهمونیا.. ولی من تجربه شو ندارم.. شایدم یادم نمیاد!

مسلم

میگم بهتر مینویسی جدیدا ها.عالی بود