چه تعبیری میتونه داشته باشه!؟

 

خواب دیدم با جماعتی که بعضی هاشون رو می شناختم، دارم در جایی قدم میزنم.

نمیدونم کجا بود که قلّه ی دماوند هم پیدا بود... آسمون اطرافش هم تیره و کبود بود. منظره کم و بیش ترسناک بود...

یک مرتبه به جایی رسیدیم که دود غلیظ و سفیدی مثل ابر، همه ی اطرافمون رو پوشونده بود...

جماعت مردّد شدند که داخل اون منطقه ی ابرگونه بشوند یا اینکه راه دیگه ای رو انتخاب کنند...

یکی صدا زد: یه هواپیما اینجاست!!

کورمال کورمال، دود ابرگونه رو کنار زدیم و جلو رفتیم تا به هواپیما رسیدیم. هر کسی سعی میکرد برای خودش و دوستانش جا بگیره

فضای داخل هواپیما کوچیک و نقلی بود. از سر رفاقت برای یکی از آشناهای اون جمع کنار صندلی خودم جا گرفتم.... یکی گفت: این هواپیما خلبان نداره! کسی اینجا خلبانی بلده؟

نمیدونم بر چه اساسی با اعتماد به نفس خاصی از جا بلند شدم! گرمکن یا وسیله ای که همراهم بود رو روی صندلی ام گذاشتم و به بغل دستی هم سپردم که جای من رو نگه داره! نمیدونم چه لزومی داره کسی برای خلبان توی قسمت مسافرها جا بگیره!

از راهروی تنگی که مثل اتوبوس بود، به کابین رسیدم و با فشار دکمه ای با برج مرافبت تماس گرفتم. مشخص شد که برای روشن شدن هواپیما باید جمله ی رمز رو وارد کرد!!

از روی کاغذها و دست نوشته های خلبان قبلی که توی کابین جا مونده بود، پس از تلاش فراوان و مشورت با برج مراقبت موفق شدم جمله ی رمز و مقصد پرواز رو پیدا کنم... مثل اینکه مسافرین بیرون کابین، مدتها بود که منتظر من بودن...

بالاخره درب کابین رو باز کردم و با نگاه پیروزمندانه ای بیرون اومدم... همه نگاهشون یه من بود و تشویق میکردن...

در حالی که کاغذها توی دستم بود، اومدم و روی صندلی ای که دوستم برام نگه داشته بود، نشستم! ولی مگر من خلبان نبودم؟!؟

گویا هواپیمای بدون خلبان آماده ی پرواز بود!

/ 9 نظر / 12 بازدید
تیراژه

سلام....عجب خوابی!!تعبیرشو فهمیدی خبرم کن بیام بخونم..

وانیا

منم خبر کن تعبیرشو بخونم

تیراژه کافه چی!!!

مهرداد خیلی با حال اوضاع!!!میرم چت روم فکر میکنن تویی ....بهم میگن جناب تیراژه!!!تا میام بگم بابا من مهرداد نیستم تیراژه ی کافه چی هستم 20 تا پی ام طول میکشه....چه کنیم مهرداد جان به نظرت؟ عملیات انتحاری جواب میده این جور مواقع؟!!!

تیراژه کافه چی!!!

مهردادجان...چندتا از پست های قبلیت رو خوندم..حیف قلمت نیست که اینقدر کم کار شدی؟بعضی از پست هات عالیه

مامانگار

..سلام برمهرداد عزیز.. ...راستش من تعبیرگر نیستم..اما چه اشکالی داره که هرکس برداشت خودش رو بگه !!.. ..من فکر میکنم که تو یه نجات بخش هستی..!...یه لیدر و هدایتگر !.. ..و در درونت همچین توان و قدرتی میبینی که تکیه گاه و منجی عده ای باشی. ..خییییلی خواب مححححشری بود ..تبریک..

ناهید

شب قبلش یه فیلم سینمایی با مضمون شبیه به اون ندیده بودی یا ......غذای سنگین نخورده بودی؟!!!

علیرضا

چپه! [نیشخند]