پیش در آمد

بگذارید همین اول کار چند چیز را اعتراف کنم:

     برای من طولانی ترین مرحله ی تبدیل فکر به حرف، در نوک زبانم اتفاق می افتد. اگر فکری به این مرحله برسد، دیر یا زود باید یک جوری تکلیفش را یک سره کنم: یا  بایدحرفی  بشود برای گفتن؛ و یا فرو برده شود. باقی ماندنش پشت سدّ زبان برایم زیان آفرین می شود.

     اعتراف بعدی من این است که من اصلا نویسنده نیستم! به دنبال خلق شاهکار  نیستم ولی علاقه ای که به ارتباط دارم مرا وادار به نوشتن می کند.

    و دیگر اینکه حس می کنم گاهی وقتها اعتراف کردن را دوست دارم.

    امیدوارم چیزی که می نویسم حاصل فرمان اندیشه بر قلم باشد، نه فرمان قلم بر اندیشه.

    و از اینکه خواننده ی نوشته هایم باشید خوشحال می شوم!

/ 2 نظر / 13 بازدید
کیامهر

خوشحالم از اینکه خوشحالی که خواننده نوشته های شما هستم

من مریمم

"برای من طولانی ترین مرحله ی تبدیل فکر به حرف، در نوک زبانم اتفاق می افتد"...........خوش به حالتون. من که تا یه چی میاد تو ذهنم میگمش.(این یک عدد اعتراف بود) به قول شازده کوچولو تقصیر همه ی سو تفاهم ها بر سر زبان است.